دفترچه ممنوع
خب سال هم نو شد و حال ما هم خوش تر تو چند روز اخیر گاهی به سال 88 فکر می کردم ، خوشبختانه برام سال خوبی بود. اولین خوبیش این بود که یه پسر کوچولوی ناز و مامانی به جمع خانوادمون اضافه شد و من رسماً عمه خانم شدم، راستش اوایل خیلی به این آقا کوچولو علاقه نداشتم و این مساله باعث ناراحتیم بود، اما حالا این پسر شیطونو خیلی دوست دارم. از نظر کاری هم شکر خدا سال خوبی روپشت سر گذاشتم. اینکه تونستم به عنوان روان شناس تو خانۀ سلامت کار کنم و این کار جزو 700 ساعت کارورزیم هم محسوب میشه خیلی خوشحالم کرد. کارم در شرکت و دانشگاه هم تثبیت شد. از طرف دیگه به یکی از آرزوهای دیگم هم رسیدو و الان به عنوان نویسندۀ ثابت بخش روانشناسی یه ماهنامه قلم می زنم. با خانم ... هم که داریم یه کارای خوبی انجام میدیم. فکر می کنم تو سال88 خیلی تغییر کردم و خوشبختانه بیشترین این تغییرات هم مثبت بود. دلیل اصلی این تحولات هم آشنایی من با س... بود. این رابطه به من نشون داد که هنوز هم می تونم کسی رو دوست داشته باشم یا حتی عاشق بشم، علاقم به شعر و موسیقی بیشتر شد و الان خیلی بیشتر از گذشته از این چیزا لذت می برم، حتی این رابطه باعث شد کاری رو انجام بدم که از مدت ها پیش تو فکرش بودم، رفتم کلاس دف،البته به خاطر مشغلۀ کاری فعلاً تعطیلش کردم، اما در اولین فرصت ادامش می دم چون حس خیلی خوبی بهم می داد.کلاً دیدم نسبت به مسائل بازتر شد و رشدی که شاید همین طوری 2/3 سال طول می کشید بهش برسم، در مدت 2/3 ماه در من اتفاق افتاد، به قول ایشون توی رابطه طول مهمه نه عرض و من این حرف رو کاملاً قبول دارم. بدترین خاطرۀ سال 88 از هم پاشیدن دردناک این رابطه(البته برای من خلاصه که در یک نگاه و شاید هم بیشتر سال خوبی بود برای امسال هم دوست دارم کمی انسان تر بشم، برای همین تصمیم دارم بیشتر مطالعه کنم، فیلم ببینم،زندگی کنم و لذت ببرم. می خوام با بخشی از وجودم که همیشه باهاش قهر بودم آشتی کنم، به این نتیجه رسیدم که وقتی خداوند نعمتی رو در اختیارم گذاشته، باید ازش استفاده کنم و لذت ببرم، برای همین هم می خوام برم کلاس رقص عربی فکر می کنم امسال سال ورود من به جامعۀ علمی کشور هم باشه، از طرف دیگه دوست دارم تو این سال تکلیف دکترام هم مشخص بشه، تا بعد از طی کردن این پلۀ آخر بتونم بشینم یه گوشه و کمی استراحت کنم. امسال می خوام تجربه های جدید زیادی داشته باشم. ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم شادی جونم خوشحالم که داری لذت بردنو یاد می گیری، موفق باشی معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا ملکی که پریشان شد از شومی شیطان شد باز آن سلیمان شد تا باد چنین بادا یاری که دلم خستی در بر رخ ما بستی غمخواره یاران شد تا باد چنین بادا هم باده جدا خوردی هم عیش جدا کردی نک سرده مهمان شد تا باد چنین بادا زان طلعت شاهانه زان مشعله خانه هر گوشه چو میدان شد تا باد چنین بادا زان خشم دروغینش زان شیوه شیرینش عالم شکرستان شد تا باد چنین بادا شب رفت صبوح آمد غم رفت فتوح آمد خورشید درخشان شد تا باد چنین بادا از دولت محزونان وز همت مجنونان آن سلسله جنبان شد تا باد چنین بادا عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد عیدانه فراوان شد تا باد چنین بادا ای مطرب صاحب دل در زیر مکن منزل کان زهره به میزان شد تا باد چنین بادا درویش فریدون شد هم کیسه قارون شد همکاسه سلطان شد تا باد چنین بادا آن باد هوا را بین ز افسون لب شیرین با نای در افغان شد تا باد چنین بادا فرعون بدان سختی با آن همه بدبختی نک موسی عمران شد تا باد چنین بادا آن گرگ بدان زشتی با جهل و فرامشتی نک یوسف کنعان شد تا باد چنین بادا شمس الحق تبریزی از بس که درآمیزی تبریز خراسان شد تا باد چنین بادا از اسلم شیطانی شد نفس تو ربانی ابلیس مسلمان شد تا باد چنین بادا آن ماه چو تابان شد کونین گلستان شد اشخاص همه جان شد تا باد چنین بادا بر روح برافزودی تا بود چنین بودی فر تو فروزان شد تا باد چنین بادا قهرش همه رحمت شد زهرش همه شربت شد ابرش شکرافشان شد تا باد چنین بادا از کاخ چه رنگستش وز شاخ چه تنگستش این گاو چو قربان شد تا باد چنین بادا ارضی چو سمایی شد مقصود سنایی شد این بود همه آن شد تا باد چنین بادا خاموش که سرمستم بربست کسی دستم اندیشه پریشان شد تا باد چنین بادا سال نو بر همه مبارک دیشب بعد از یک هفته که از خرابی کامپیوتر و تلفن های مکرر من به شرکت محترمه می گذشت، نمی دونم چی شد که یه دفعه خود کامی جون به غرورش برخورد و ازش رفع کسالت شد. منم به میمنت این اتفاق فرخنده آهنگ با مسمای جیگلی جیگلی رو دانلود کردم و صبح کلی با نازنین خواهر حرکات موزون (البته بماند که حرکات من خیلی هم موزون نبود) انجام دادیم، به یاد سفر کیش هفتۀ گذشته و صدای دلنشین خوانندۀ گرانقدر اقا علیرضای گل که واقعاً شبمون رو شاد کرد. یه کم هم تو دلم به خودم تبریک گفتم که اینقدر پیشرفت کردم و آهنگ خاله ریزه و جیگیلی جیگیلی شدن آهنگای مورد علاقم نوبت وصل و لقاست، نوبت حشر و بقاست نوبت لطف و عطاست،بحر صفا در صفاست خلاصه که خودمون هم اندر حکایت خودمون موندیم. این یه ماهی که نازنین خواهر اینجا بود اصلاً نفهمیدم چه جوری گذشت، فقط می دونم که سریع گذشت. امروز بعد از دو ماه بالاخره جرات کردم چند بار آهنگ Hello رو گوش کنم، حس خوبی نداشتم، اما موفق شدم این کارو انجام بدم و این موضوع بهم حس خوبی داد. در پایان یه کم هم خودمونو تحویل بگیریم: ما به فلک بوده ایم، یار ملک بوده ایم باز همانجا رویم جمله که آن شهر ماست خود ز فلک برتریم، وز ملک افزون تریم زین دو چرا نگذریم،منزل ما کبریاست لینک دانلود آهنگ صبح سعادت با صدای بهزاد http://rapidshare.com/files/379622643/Behzad_-_Sobhe_Sadat.mp3 لینک دانلود آهنگ تاب بنفشه http://rapidshare.com/files/379627412/Behzad_-_Tabe_Banafsheh.mp3.html
.
) بود که اون هم یه درس بزرگ ، اما سخت بهم داد.
. راستی دو تا مسافرت خیلی خوب هم رفتم(مشهد و کیش) و بر خلاف گذشته کلی لذت بردم.
ای دریغ از من اگر مستم مسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
بهترین ها رو براتون آرزو می کنم.
، اما از اونجایی که من کلاً انعطاف پذیریم خیلی بالاس، وقتی رفتم مغازۀ آقای ... و آهنگ تاب بنفشه رو با صدای بهزاد شنیدم، همچین یه جورایی شدم، از وقتی هم که اومدم خونه دارم آهنگ صبح سعادت رو گوش می دم و جالب اینجاس که با این اهنگ حرکاتم خیلی موزون تره،البته این هیچ ربطی به استعداد بنده در انجام این نوع حرکات نداره، دلیلش اشعار حضرت مولاناس که بدون آهنگ هم آدمو به وجد میاره، آخه می شه آدم این بیتو بخونه و تکون نخوره؟؟؟؟
| Design By : Night Melody |

